ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شد
محیط اگر نشدی قطره هم نخواهی شد
۱به بحر قطره ز تشویش خشکی آزاد است
اگر عدم شده باشی عدم نخواهی شد
۲غم فنا و بقا هرزه فکری وهم است
جنونتراش حدوث و قدم نخواهی شد
۳هزار مرحله دوری ز دامن مقصود
اگرچو دست ز سودن بهم نخواهی شد
۴برهمنی اگر این قشقه بر جبین دارد
به صد هزار تناسخ صنم نخواهی شد
۵مقلد هوس از دعوی طرب رسواست
ز شکل خنده بهار ارم نخواهی شد
۶مباد در غم واماندگی به باد روی
چو شمع آنهمه خار قدم نخواهی شد
۷طواف دل نفسی چند چون نفس کم نیست
تلاش بسمل دیر و حرم نخواهی شد
۸چو سرو اگر همه سر تا قدم دل آری بار
ز بار منت افلاک خم نخواهی شد
۹غبار کوی ادب سرکش فضولی نیست
اگر به باد دهندت علم نخواهی شد
۱۰به محفلیکه در اقران موافقتسنجی است
کم زیاده سری گیر کم نخواهی شد
۱۱چوگل دمیکهگسست اتفاق رشتهٔ عهد
دگر خمارکش ربط هم نخواهی شد
۱۲سراغ ملک یقین بیدل از هوس دور است
رفیق قافلهٔ کیف و کم نخواهی شد
۱۳