غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳۲ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

وعده افسونان طلسم انتظارم کرده‌اند

پای تا سر یک دل امیدوارم کرده‌اند

۱

تا نباشم بعد از این محروم طوف دامنی

خاک بر جا مانده‌ای بودم غبارم‌کرده‌اند

۲

برنمی‌آیم زآغوش شکست رنگ خوبش

همچو شمع از پرتو خود در حصارم‌ کرده‌اند

۳

بعد مردن هم ز خاک من‌گرانجانی نرفت

از دل سنگین همان لوح مزارم کرده‌اند

۴

یک نفس بیچاک نتوان یافت جیب هستی‌ام

زخمی خمیازه مانند خمارم کرده‌اند

۵

نخل تمثال مرا نشو و نمو پیداست چیست

صافی آیینه‌ای را آبیارم کرده‌اند

۶

می‌توان صد رنگ گل چید از طلسم وضع‌ من

چون جنون تعمیر بنیاد از بهارم کرده‌اند

۷

حامل نقد نشاطم ‌کیسهٔ داغ است و بس

همچو شمع از سوختن‌گل درکنارم‌کرده‌اند

۸

بی‌بهاری نیست سیر تیره‌روزی های من

انتخاب از داغ چندین لاله‌زارم کرده‌اند

۹

هستی‌ام حکم فنا دارد نمی‌دانم چو صبح

تهمت‌آلود نفس بهر چه کارم کرده‌اند

۱۰

تا بود دل در بغل نتوان ‌کفیل راز شد

بی‌خبر کایینه دارم‌، پرده‌دارم کرده‌اند

۱۱

بی‌هوایی نیست بیدل شبنم وامانده‌ام

ازگداز صد پری یک شیشه‌وارم‌کرده‌اند

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کرده‌اندقافیه: ـارم۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کرده‌اندکرده‌اند
  2. دامنیغبارم‌کرده‌اند
  3. خوبشکرده‌اند
  4. نرفتکرده‌اند
  5. هستی‌امکرده‌اند
  6. چیستکرده‌اند
  7. منکرده‌اند
  8. بسدرکنارم‌کرده‌اند
  9. منکرده‌اند
  10. صبحکرده‌اند
  11. شدکرده‌اند
  12. وامانده‌امشیشه‌وارم‌کرده‌اند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.