غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۱ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بی‌نشان حسنی که جز در پرده نتوان دیدنش

عالمی در پرده است از شوخی پیراهنش

۱

خضر اگر بردی چو خط زان لعل سیراب آگهی

دست شستی ز آب حیوان و گرفتی دامنش

۲

کس ندید از روغن بادام توفان جنون

جز غبار من‌ که آشفت از نگاه پر فنش

۳

فرق چندین قدرت و عجز است اگر وا می رسی

گل به یاد آوردنم تا دل به دام آوردنش

۴

داغم از وضع سبکروحی‌ که چون رنگ بهار

می‌برد گرداندن پهلو برون زین گلشنش

۵

از طواف خویش دل را مست عرفان‌ کرده‌اند

خط ساغر می‌کند گل‌، گرد خود گردیدنش

۶

عافیت خواهی لب از افسون عشرت بسته‌دار

هر گل اینجا خنده در خون می‌کشد پیراهنش

۷

ناله شو تا بی‌تکلّف از فلکها بگذری

خانهٔ زنجیر راهی نیست غیر از روزنش

۸

تهمت زنگارغفلت می‌برد جهد ازدلت

مهر زن این صفحه چندانی‌که سازی روشنش

۹

در غبار فوت فرصت داغ خجلت می‌کشم

شمع رنگ رفته می‌بیند همان پیرامنش

۱۰

تیغ مژگانی‌که عالم بسمل نیرنگ اوست

گر نپردازد به خونم خون من درگردنش

۱۱

جز عرق بیدل ز موی پیری‌ام حاصل نشد

آه ازآن شیری‌که خجلت می‌کشد از روغنش

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـنش۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دیدنشپیراهنش
  2. آگهیدامنش
  3. جنونفنش
  4. رسیآوردنش
  5. بهارگلشنش
  6. کرده‌اندگردیدنش
  7. بسته‌دارپیراهنش
  8. بگذریروزنش
  9. ازدلتروشنش
  10. می‌کشمپیرامنش
  11. اوستدرگردنش
  12. نشدروغنش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.