غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۳۳ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آرزو بیتاب شد ساز بیانی یافتم

چون جرس در دل تپیدنها فغانی یافتم

۱

خاک را نفی خود، اثبات چمنها کردن است

آنقدر مُردَم به راه او، که جانی یافتم

۲

بی‌نیازی در کمین سجدهٔ تسلیم بود

تا زمین آیینه ‌گردید آسمانی یافتم

۳

کوشش غواص دل صد رنگ ‌گوهر می‌کشد

غوطه در جیب نفس خوردم جهانی یافتم

۴

دستگاه جهد فهمیدم دلیل امن نیست

بال و پر در هم شکستم آشیانی یافتم

۵

جلوه‌ها بی پرده و سعی تماشا نارسا

هر دو عالم را نگاه ناتوانی یافتم

۶

وحشت عمر از کمین قامت خم جوش زد

تیر شد ساز نفس تا من ‌کمانی یافتم

۷

یأس چون امید در راه تو بی‌سامان نبود

آرزوی رفته را هم‌ کاروانی یافتم

۸

چون هما برقسمت منحوس من باید گریست

شد سعادتها ضمان تا استخوانی یافتم

۹

همچو آن آیینه‌ کز تمثال می‌بازد صفا

گم شدم در خویش از هر کس نشانی یافتم

۱۰

چون سحر،  زین جنس موهومی‌ که خجلت، عرض اوست

گر همه دامن ز خود چیدم، دکانی یافتم

۱۱

زندگانی هرزه تا ز عرصهٔ تشویش بود

بیدل از قطع نفس ضبط عنانی یافتم

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: یافتمقافیه: ـانی۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. یافتمیافتم
  2. استیافتم
  3. بودیافتم
  4. می‌کشدیافتم
  5. نیستیافتم
  6. نارسایافتم
  7. زدیافتم
  8. نبودیافتم
  9. گریستیافتم
  10. صفایافتم
  11. اوستیافتم
  12. بودیافتم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.