غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بی‌تکلف گرگدا گشتیم و گر سلطان شدیم

دور از آن در آنچه ننگ قدرها بود آن شدیم

۱

عجز توفان کرد محو الفت امکان شدیم

ریخت قدرت بال و پر تا گرد این دامان شدیم

۲

جز فناگویند رنج زندگی را چاره نیست

از چه یارب تشنهٔ این درد بی‌درمان شدیم

۳

راحتی ‌گر بود در کنج خموشی بوده است

بر زبانها چون سخن بیهوده سرگردان شدیم

۴

بی‌حجاب رنگ نتوان دید عرض نوبهار

پیرهن‌کردیم سامان هر قدر عریان شدیم

۵

مشت خاک تیره را آیینه‌کردن حیرت است

جلوه‌ای‌کردی‌که ما هم دیدهٔ حیران شدیم

۶

از چراغ ما ز هستی دامنی افشاند عشق

بی‌زبان بودیم داغ شکر این احسان شدیم

۷

آتش ما از ضعیفی شعله‌ای پیدا نکرد

چون چراغ حیرت از آیینه‌ها تابان شدیم

۸

در عبادتگاه ذوق نیستی مانند اشک

سجده‌ای‌کردیم و با نقش قدم یکسان شدیم

۹

دردسرکمتر چه لازم با فنون پرداختن

عالمی سودای دانش پخت و ما نادان شدیم

۱۰

بسکه ما را شعلهٔ درد وداع از هم‌گداخت

آب گشتیم و روان از دیدهٔ یاران شدیم

۱۱

در تماشایت علاج حیرت ما مشکل است

چشم چون آیینه تا واگشت بی‌مژگان شدیم

۱۲

احتیاج غیر بیدل ننگ دوش همت است

همچو خورشید از لباس عاریت عریان شدیم

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: شدیمقافیه: ـان۱۲ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«شدیم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. شدیمشدیم
  2. شدیمشدیم
  3. نیستشدیم
  4. استشدیم
  5. نوبهارشدیم
  6. استشدیم
  7. عشقشدیم
  8. نکردشدیم
  9. اشکشدیم
  10. پرداختنشدیم
  11. هم‌گداختشدیم
  12. استشدیم
  13. استشدیم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.