غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷۵ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردی

ورق‌گرداندی و روی سیاهی درکفن بردی

۱

به نور دل دو گامی هم درین وادی نپیمودی

چراغی داشتی چون تیره شد از انجمن بردی

۲

حریفان را چراغ راه مقصد دستهٔ ‌گل شد

تو داغ لاله‌ای با نیل سوسن زین چمن بردی

۳

صدایی پرفشان چون سایه اکنون زیرکوه آمد

که بر دوش سبکروحی گرانیهای تن بردی

۴

سیهکاری نمی‌بایست زاد آخرت کردن

ازین غربت سرا رفتی و آتش در وطن بردی

۵

طواف دار عقبایت‌ کنون معلوم خواهد شد

که از فریاد مظلومان برای خود رسن بردی

۶

حق اندیشیدی و باطل برآمد سعی مجهولت

به‌امید آبروها ریختی‌، خون ریختن بردی

۷

تحیر خنده دارد بر شعور غفلت آهنگت

که دل عود ترنم بود و بهر سوختن بردی

۸

به‌خواب امن می‌ترسم سیاهیها کند زیرت

کزین آتشکده دودی عجب با خویشتن بردی

۹

وفا درکسب اعمال اینقدر تغییر هم دارد

محبت بودی ای بیداد خصمیها به تن بردی

۱۰

به نفرین جهانی باخت‌گردون نقد عمرت را

از این بازیچه افسوسی اگر بردی ز من بردی

۱۱

به هر رنگ از من و ما درس عبرت بردنی دارد

زخلق آن جنس معنیها زبیدل این سخن بردی

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بردیقافیه: ـن۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. بردیبردی
  2. نپیمودیبردی
  3. شدبردی
  4. آمدبردی
  5. کردنبردی
  6. شدبردی
  7. مجهولتبردی
  8. آهنگتبردی
  9. زیرتبردی
  10. داردبردی
  11. رابردی
  12. داردبردی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.