غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷۹ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن

که‌ کشید دامن فطرتت ‌که به سیر ما و من آمدی

تو بهار عالم دیگری ز کجا به این چمن آمدی

۱

سحر حدیقهٔ آگهی ستم است جیب درون درد

چه هوا بپرورد آتشت ‌که برون پیرهن آمدی

۲

هوس‌ تعلق صورتت ز چه ره فتاده ضرورتت

برمیدی آنهمه از صمد که به ملک برهمن آمدی

۳

ز عدم جدا نفتاده‌ای قدم دگر نگشاده‌ای

نگر آنکه پیش خیال خود به خیال آمدن آمدی

۴

نه سفر بهار طراز شد، نه قدم جنون ‌تک و تاز شد

به خودت همین مژه باز شد که به غربت از وطن آمدی

۵

نه ‌لبت‌ به ‌زمزمه‌ چنگ‌ زد،‌ نه‌ نفس ‌در دل‌ تنگ زد

عدم آبگینه‌ به سنگ زد که تو قابل سخن آمدی

۶

چقدر تجرد معنی‌ات به در تصنع لفظ زد

که چو تار سبحه ز یک زبان به طواف صد دهن آمدی

۷

چه شد اطلس فلکی قبا که درآید آن ملکی ردا

که ‌تو در زیانکدهٔ فنا پی یک دو گز کفن آمدی

۸

ز خروش عبرت مرد و زن‌، پر یأس می‌زند این سخن

که چو شمع در بر انجمن ز چه بهر سوختن امدی

۹

ز مزاج سایهٔ آفتاب اثر دوِیی نشکافتم

من اگر نه جای تو داشتم تو چه سان به جای من آمدی

۱۰

به هوس چو بیدل بیخبر در اعتبار جهان مزن

چه بلاست ذوق‌ گهر شدن ‌که چو موج خود شکن آمدی

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آمدیقافیه: ـن۱۰ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آمدیآمدی
  2. دردآمدی
  3. ضرورتتآمدی
  4. نگشاده‌ایآمدی
  5. شدآمدی
  6. زدآمدی
  7. زدآمدی
  8. رداآمدی
  9. سخنامدی
  10. نشکافتمآمدی
  11. مزنآمدی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.