رزم کاووس با شاه هاماوران

بخش ۷ فردوسی

شاعر
فردوسی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بیامد سوی پارس کاووس کی

جهانی به شادی نوافگند پی

۱

بیاراست تخت و بگسترد داد

به شادی و خوردن دل اندر نهاد

۲

فرستاد هر سو یکی پهلوان

جهاندار و بیدار و روشن‌روان

۳

به مرو و نشاپور و بلخ و هری

فرستاد بر هر سویی لشکری

۴

جهانی پر از داد شد یکسره

همی روی برتافت گرگ از بره

۵

ز بس گنج و زیبایی و فرهی

پری و دد و دام گشتش رهی

۶

مهان پیش کاووس کهتر شدند

همه تاجدارنش لشکر شدند

۷

جهان پهلوانی به رستم سپرد

همه روزگار بهی زو شمرد

۸

یکی خانه کرد اندر البرز کوه

که دیو اندران رنج‌ها شد ستوه

۹

بفرمود کز سنگ خارا کنند

دو خانه برو هر یکی ده کمند

۱۰

بیاراست آخر به سنگ اندرون

ز پولاد میخ و ز خارا ستون

۱۱

ببستند اسپان جنگی بدوی

هم اشتر عماری‌کش و راه جوی

۱۲

دو خانه دگر ز آبگینه بساخت

زبرجد به هر جایش اندر نشاخت

۱۳

چنان ساخت جای خرام و خورش

که تن یابد از خوردنی پرورش

۱۴

دو خانه ز بهر سلیح نبرد

بفرمو کز نقرهٔ خام کرد

۱۵

یکی کاخ زرین ز بهر نشست

برآورد و بالاش داده دو شست

۱۶

نبودی تموز ایچ پیدا ز دی

هوا عنبرین بود و بارانش می

۱۷

به ایوانش یاقوت برده بکار

ز پیروزه کرده برو بر نگار

۱۸

همه ساله روشن بهاران بدی

گلان چون رخ غمگساران بدی

۱۹

ز درد و غم و رنج دل دور بود

بدی را تن دیو رنجور بود

۲۰

به خواب اندر آمد بد روزگار

ز خوبی و از داد آموزگار

۲۱

به رنجش گرفتار دیوان بدند

ز بادافرهٔ او غریوان بدند

۲۲

دربارهٔ فردوسی

۷۷۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ رزم کاووس با شاه هاماوران (۱۲ شعر) قرار دارد.