بفرمود تا رفت پیشش دبیر
بیاورد قرطاس و مشک و عبیر
۱نبشتند عهدی ز شاه زمین
سرافراز کیخسرو پاکدین
۲ز بهر سپهبد گو پیلتن
ستوده به مردی به هر انجمن
۳که او باشد اندر جهان پیشرو
جهاندار و بیدار و سالار و گو
۴هم او را بود کشور نیمروز
سپهدار پیروز لشکر فروز
۵نهادند بر عهد بر مهر زر
بر آیین کیخسرو دادگر
۶بدو داد منشور و کرد آفرین
که آباد بادا به رستم زمین
۷مهانی که با زال سام سوار
برفتند با زیجها بر کنار
۸ببخشیدشان خلعت و سیم و زر
یکی جام مر هر یکی را گهر
۹