غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۱ حافظ

شاعر
حافظ
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟

که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی

۱

بگفتمی که «چه ارزد نسیم طرهٔ دوست؟»

گرم به هر سر مویی هزار جان بودی

۲

برات خوش‌دلی ما چه کم شدی یا رب

گرش نشان امان از بد زمان بودی

۳

گرَم زمانه سرافراز داشتی و عزیز

سریر عزتم آن خاک آستان بودی

۴

ز پرده کاش برون آمدی چو قطرهٔ اشک

که بر دو دیدهٔ ما حکم او روان بودی

۵

اگر نه دایرهٔ عشق راه بربستی

چو نقطه حافظ سرگشته در میان بودی

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: بودیقافیه: ـان۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«بودی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. بودیبودی
  2. دوستبودی
  3. رببودی
  4. عزیزبودی
  5. اشکبودی
  6. بربستیبودی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

فال حافظ

با نیت دل، از دیوان فال بگیرید

تعبیر کوتاه این غزل (برداشتی ادبی، نه پیشگویی)

این فال از دلتنگی برای مهری پاسخ‌نیافته و حسرت آرامشی ازدست‌رفته می‌گوید. دل درگیر عشق و سرگردان است و بیش از هر چیز، خواهان امنیت و آسودگی است.

نیت کن و فال بگیر

دربارهٔ حافظ

۶۹۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۵ شعر) قرار دارد.