غزلیات
شرح و توضیح
غزل با تمنایی خطاب به ملازمان سلطان آغاز میشود: گوینده میخواهد درخواست او به صاحب قدرت برسد و از او میخواهد گدا را از نظر دور ندارد. سپس سخن به هراس از رقیب و گلایه از معشوق میرسد؛ نگاه و زیبایی معشوق هم دلها را میآزارد و هم گوینده را به امید مدارا وامیدارد. در ادامه، نسیم صبحگاهی و پیام آشنایان نشانههایی از امید و پیوندند. پایان غزل، با درخواست جرعهای برای حافظ سحرخیز و یادکرد دعای صبحگاهی، لحن نیایشگونه شعر را برجسته میکند.
واژگان دشوار
- مُدارا
- نرمش و سازگاری در برخورد
- مُلازِمان
- خدمتگزاران و همراهان نزدیک
- رقیب
- هماورد یا کسی که در عشق با عاشق رقابت میکند
- دیوسیرت
- بدسرشت و خویِ اهریمنیدار
- شهابِ ثاقِب
- جرم نورانیای که در آسمان میدرخشد و میگذرد
- عِذار
- رخسار و چهره
- بَرفُروزی
- روشن کردن و فروزان ساختن
- جرعه
- اندکی از نوشیدنی
- سحرخیز
- کسی که سحرگاه از خواب برمیخیزد
- نسیم
- باد ملایم و خوشبو.
قافیه و ردیف
نتیجهٔ پیشنهادی
فال حافظ
نیت کن و فال بگیربا نیت دل، از دیوان فال بگیرید
نیت کنید و بگذارید دیوان حافظ برای شما یک غزل بگشاید.
