اثر
غزلیات حافظ
«غزلیات» حافظ در این آرشیو ۴۹۵ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۹۵).
- مورد منتشرشده
- ۴۹۵
- صفحه
- ۳۱
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۳غزل شمارهٔ ۳۳خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت استچون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت استخواندن غزل ‹
- ۳۴غزل شمارهٔ ۳۴رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توستکَرَم نما و فرود آ که خانه، خانهٔ توستخواندن غزل ‹
- ۳۵غزل شمارهٔ ۳۵برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست؟مرا فِتاد دل از ره، تو را چه اُفتادست؟خواندن غزل ‹
- ۳۶غزل شمارهٔ ۳۶تا سرِ زلفِ تو در دستِ نسیم افتادستدلِ سودازده از غُصه دو نیم افتادستخواندن غزل ‹
- ۳۷غزل شمارهٔ ۳۷بیا که قصرِ اَمَل سخت سستبنیادستبیار باده که بنیادِ عمر بر بادستخواندن غزل ‹
- ۳۸غزل شمارهٔ ۳۸بی مِهرِ رُخَت روزِ مرا نور نماندستوز عمر، مرا جز شبِ دیجور نماندستخواندن غزل ‹
- ۳۹غزل شمارهٔ ۳۹باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟شمشادِ خانهپرورِ ما از که کمتر است؟خواندن غزل ‹
- ۴۰غزل شمارهٔ ۴۰اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز استزان رو که مرا بر در او، رویِ نیاز استخواندن غزل ‹
- ۴۱غزل شمارهٔ ۴۱اگر چه باده فَرَح بخش و باد گُلبیز استبه بانگِ چَنگ مخور مِی که مُحتَسِب تیز استخواندن غزل ‹
- ۴۲غزل شمارهٔ ۴۲حالِ دل با تو گفتنم، هوس استخبرِ دل شِنُفتَنَم، هوس استخواندن غزل ‹
- ۴۳غزل شمارهٔ ۴۳صَحنِ بُستان ذوقبخش و صحبتِ یاران خوش استوقتِ گل خوش باد کز وی وقتِ میخواران خوش استخواندن غزل ‹
- ۴۴غزل شمارهٔ ۴۴کُنون که بر کفِ گُل، جامِ بادهٔ صاف استبه صد هزار زبان، بلبلش در اوصاف استخواندن غزل ‹
- ۴۵غزل شمارهٔ ۴۵در این زمانه، رفیقی که خالی از خَلَل استصُراحیِ مِیِ ناب و سَفینهٔ غزل استخواندن غزل ‹
- ۴۶غزل شمارهٔ ۴۶گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام استسلطانِ جهانم به چُنین روز، غلام استخواندن غزل ‹
- ۴۷غزل شمارهٔ ۴۷به کویِ میکده هر سالِکی که رَه دانستدری دگر زدن اندیشهٔ تَبَه دانستخواندن غزل ‹
- ۴۸غزل شمارهٔ ۴۸صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانستگوهرِ هر کس از این لعل، توانی دانستخواندن غزل ‹
