برو زاهد به امیدی که داری
که دارم همچو تو امیدواری
۱به جز ساغر چه دارد لاله در دست
بیا ساقی بیاور آنچه داری
۲مرا در رسته دیوانگان کش
که مستی خوشتر است از هوشیاری
۳بپرهیز از من ای صوفی بپرهیز
که کردم توبه از پرهیزکاری
۴بیا دل در خم گیسوی او بند
اگر خواهی خلاصی رستگاری
۵به دور گل خدا را توبه بشکن
که عهد گل ندارد استواری
۶عزیزا نوبهار عمر بگذشت
چو بر طرف چمن باد بهاری
۷بیا حافظ به پند تلخ کن نوش
چرا عمری به غفلت می گذاری
۸