نظر تو همه تقصیر و خرد کوتاهی
نرسی جز به تقاضای کلیم اللهی
۱راه کور است بخود غوطه زن ای سالک راه
جاده را گم نکند در ته دریا ماهی
۲حاجتی پیش سلاطین نبرد مرد غیور
چه توان کرد که از کوه نیاید کاهی
۳مگذر از نغمهٔ شوقم که بیابی در وی
رمز درویشی و سرمایهٔ شاهنشاهی
۴نفسم با تو کند آنچه به گل کرد نسیم
اگر از لذت آه سحری آگاهی
۵ای فلک چشم تو بیباک و بلا جوست هنوز
می شناسم که تماشای دگر میخواهی
۶