هر که آمد در این جهان ناچار
رود از این جهان چه شَه چه گدا
۱یک جَهانِ دگر خدای آراست
که بُوَد نامِ آن جهانِ بقا
۲سویِ دارِ بَقا رَوَد هر کس
که بیامد در این سرایِ فنا
۳پورِ ایرج نَوادۀ خاقان
آن مَلِک زادۀ فرشته لَقا
۴من به او صِهر و او به من عَمّ بود
نه من او را نه او پدید مرا
۵زیست پنجاه و اَندر سال به دَهر
چون در این خاکدان ندید وفا
۶سویِ جَنَّت برفت با دلِ شاد
تا بماناد جاوادان آن جا
۷بهرِ تاریخِ فوتش ایرج گفت
رفت جعفرقُلی از این دنیا
۸