مثنوی‌ها

شمارهٔ ۱۸ - کلاغ و روباه ایرج میرزا

مجموعه
مثنوی‌ها
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

کلاغی به شاخی شده جای گیر

به منقار بگرفته قدری پنیر

۱

یکی روبهی بوی طُعمه شنید

به پیش آمد و مَدحِ او برگزید

۲

بگفتا سلام ای کلاغ قشنگ

که آیی مرا در نظر شوخ و شنگ

۳

اگر راستی بود آوایِ تو

به مانند پرهای زیبای تو

۴

در این جنگل اندر سَمَندَر بدی

بر این مرغ ها جمله سرور بُدی

۵

ز تعریف روباه شد زاغ شاد

ز شادی نیاورد خود را به یاد

۶

به آواز کردن دهان برگشود

شکارش بیُفتاد و روبَه ربود

۷

بگفتا که ای زاغ این را بدان

که هر کس بود چرب و شیرین زبان

۸

خورد نعمت از دولت آن کسی

که بر گفتِ او گوش دارد بسی

۹

چنان چون به چربیّ نطق و بیان

گرفتم پنیرِ تو را از دهان

۱۰

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ مثنوی‌ها (۳۷ شعر) قرار دارد.