نبینی خیر از دنیا عَلایی
رسد از آسمان بر تو بلایی
۱تو را کردیم ای گوساله مأمور
نه مأموری که أَلمأمورُ مَعذور
۲که بنمایی در آمریکا تَجَسُّس
بیاری مستشاری با تَخَصُّص
۳در آمریکا به خرها کردی اِعلان
که باشد مرتعِ سبزی در ایران
۴ز نوعِ خود فرستادی کمندی
خصوصاً یک خرِ بالا بلندی
۵چموش و بدلگام و خام و گُهگیر
نه از اَفسار می ترسد نه زنجیر
۶خرانِ داخلی معقول بودند
وَجیه المِلَّه و مقبول بودند
۷که باشد این مَثَل منظور هرکس
زبانِ خر خَلَج میداند و بس
۸نه تنها مرتعِ ما را چریدند
پدر سگ صاحِبان بر سبزه ریدند
۹