مثنوی‌ها

شمارهٔ ۲۲ - پسرِ بی هنر ایرج میرزا

مجموعه
مثنوی‌ها
قالب
مثنوی

داشت عباس قلی خان پسری

پسر بی ادب و بی هنری

۱

اسم او بود علی مردان خان

کُلفَت خانه ز دستش به اَمان

۲

پشت کالسکه مردم می جَست

دلِ کالسکه نشین را می خَست

۳

هر سحرگه دمِ در بر لبِ جو

بود چون کِرمِ به گِل رفته فُرُو

۴

بسکه بود آن پسر خیره و بد

همه از او بدشان می آمد

۵

هرچه می گفت لَلِه لَج می کرد

دهنش را به لَلِه کج می کرد

۶

هر کجا لانه گنجشکی بود

بچه گنجشک در آوردی زود

۷

هرچه می‌دادَند می گفت کم است

مادرش مات که این چه شکمست !

۸

نه پدر راضی از او نه مادر

نه‌ معلم نه لَلِه نه نوکر

۹

ای پسر جان من این قصه بخوان

تو مشو مثل علی مردان خان

۱۰

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ مثنوی‌ها (۳۷ شعر) قرار دارد.