ای بیخرد اعتمادِ تُجّار
دست از حرکات زشت بردار
۱تو تاجری ای عَنَم به ریشت
بی خود مبر اعتماد خویشت
۲ای صارم دولت شهنشاه
هستی تو از این قضیه آگاه
۳بودند شبی معاشران جمع
با یک دو سه خوب روی چون شمع
۴آن سیّد خر درآمد از در
گردید به بوستان سر خر
۵از من بِستد دو بیست تومان
تا آرد فرستَد از صفاهان
۶از من ستد و ضعیفه را داد
هم بنده و هم ضعیفه را گاد!
۷