دفتر اول

بخش ۱۰۰ - تمثیل جامی

شاعر
جامی
مجموعه
دفتر اول
قالب
مثنوی
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سگکی می شد استخوان به دهان

کرده ره بر کنار آب روان

۱

بس که آن آب صاف و روشن بود

عکس آن استخوان در آب نمود

۲

برد بیچاره سگ گمان که مگر

هست در آب استخوان دگر

۳

لب چو بگشاد سوی آن به شتاب

استخوانش از دهان فتاد در آب

۴

نیست را هستی توهم کرد

بهر آن نیست هست را گم کرد

۵

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر اول (۱۷۷ شعر) قرار دارد.