دفتر اول

بخش ۳۳ - ملاقات پیر کار دیده با جوان نورسیده جامی

شاعر
جامی
مجموعه
دفتر اول
قالب
مثنوی
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شد جوانی ز سالکان طریق

با یکی پیرکار دیده رفیق

۱

پیر چون آفتاب پرمایه

وان جوان از قفاش چون سایه

۲

می بریدند ره که ناگاهی

گشت پیدا پر آب و گل راهی

۳

پیر مستانه می نهاد قدم

آن جوان از پی ایستاده دژم

۴

کش مبادا شود در آن ما بین

از گل آلوده جامه یا نعلین

۵

پیر چون آن بدید گفتا هی

خر نیی بیم آب و گل تا کی

۶

چند داری نگاه جامه ز گل

دل نگه دار ای مغفل دل

۷

از گل و آب جامه بتوان شست

که شود پاکتر ز بار نخست

۸

لیک چون دل به غفلت آلاید

خونت از دیدگانت بپالاید

۹

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر اول (۱۷۷ شعر) قرار دارد.