دفتر سوم

بخش ۱۰ - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه جامی

شاعر
جامی
مجموعه
دفتر سوم
قالب
مثنوی
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شاه باید که چشم باز بود

بر بد و نیک سرفراز بود

۱

چشم او باز باشد از چپ و راست

تا ز عالم برون برد کم و کاست

۲

هر که بیند که او نه راسترو است

دل و جانش به کجروی گرو است

۳

همچو تیر کجش بیندازد

کیش خود را ازو بپردازد

۴

نه که همچون کمان کشد سوی خویش

سازدش جایگه به پهلوی خویش

۵

باید او را دلی ز حلم چو کوه

کش نگیرد ز دادخواه ستوه

۶

دادخواهی اگر ز تنگدلی

نسبت او کند به سنگدلی

۷

نشود از حدیث او بی سنگ

وز جفا گوییش بلند آهنگ

۸

ور جهد از زبان او شرری

که چو آتش کند در او اثری

۹

گو درون را چو آب صافی کن

وآتشش را به آن تلافی کن

۱۰

ور نریزد بر آتش او آب

زان افتد روز حشر در تب و تاب

۱۱

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر سوم (۵۱ شعر) قرار دارد.