سلامان و ابسال

بخش ۳۶ - در صفت جود و سخا و بذل و عطای وی جامی

شاعر
جامی
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بود در جود و سخا دریا کفی

بل کش از بحر عطا دریا کفی

۱

پر شدی از فیض آن ابر کرم

عرصه گیتی ز دینار و درم

۲

نسبتش کم کن به دریا کو ز کف

گوهر افکندی به بیرون وین صدف

۳

ز ابر بودی دست جود او فره

ابر باشد قطره بخش او بدره ده

۴

بزم جودش را چو می آراستم

نسبتش با معن و حاتم خواستم

۵

لیک اندر جنب وی بی قال و قیل

معن باشد مبخل و حاتم بخیل

۶

بس که دستش داشتی با بسط خوی

تافتی انگشت او از قبض روی

۷

قبض کف گر خواستی انگشت او

خم نکردی پشت خود در مشت او

۸

گر گذشتی بر در او سایلی

از جفای فاقه خون گشته دلی

۹

بس که بر وی بار احسان ریختی

تک زنان از بار آن بگریختی

۱۰

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ سلامان و ابسال (۷۶ شعر) قرار دارد.