بسم الله الرحمن الرحیم
هست صلای سر خوان کریم
۱فیض کرم خوان سخن ساز کرد
پرده ز دستان کهن باز کرد
۲بانگ صریر از قلم سحر کار
خاست که بسم الله دستی بیار
۳مایده تازه برون آمده ست
چاشنیی گیر که چون آمده ست
۴ور نچشی نکهت آن بس تو را
بوی خوشش طعمه جان بس تو را
۵خاک به اینجا همه جان های پاک
بو که فتد ریزه این خوان به خاک
۶هر که بود بر سر این خوان رهش
به بود آغاز ز بسم اللهش
۷دیو که غارتگر این مرحله ست
بسملش از خنجر این بسمله ست
۸«بی » که ز پی «سین » بودش زین خطاب
چون سر پستانست ز ام الکتاب
۹تا تو ز پستانش شوی طفل وش
بهر غذای دل و جان شیر کش
۱۰بسم شده هر دو ز ترکیب «میم »
گفته بسم حرز تو از تیغ بیم
۱۱شکل چمن بین که به رحمن در است
کز چمن خلد نشان آور است
۱۲مژده دهد کز خط عنبر سرشت
بسمله باشد چمنی از بهشت
۱۳«با» که دو باشد دری آمد دو لخت
مدخل آن باغ سعادت درخت
۱۴«سین » وی از باد پر جبرئیل
سلسله بسته به رخ سلسبیل
۱۵چشم گشا چشمه هر «میم » بین
جاری از آن چشمه تسنیم بین
۱۶هر «الف » از وی شجری میوه ناک
میوه آن معرفت ذات پاک
۱۷طره حور است در او «لام »ها
بهر دل دیده وران دام ها
۱۸«ها» چو دو حلقه ست پی صید دل
گشته ازان طره به هم متصل
۱۹«را» که بود غایت سور و سرور
زو رسدت دست به دامان حور
۲۰«حا» که بهشتست اشارت نما
بهر بهشتست اشارت به ما
۲۱«نون » کالفش پای بود «میم » فرق
ماهی کوثر که در آبست غرق
۲۲«یا» که دهد یاد ز یای ندا
می زندت بانگ که این سو بیا
۲۳نه به تأمل قدم اهتمام
خوش بگذر بر چمن این کلام
۲۴کآیتی آمد ز سور مختصر
درج در او سر بسی از صور
۲۵صورت یاسین بود آن «یا» و «سین »
در رقمش از همه بالا نشین
۲۶نعت نخستینش به خوشتر بیان
می دهد از سوره رحمن نشان
۲۷کرده معلم گه تعلیم او
فهم حوامیم ز حامیم او
۲۸بر سر «را» بین دو الف لام را
داده نشان از دو الف لام را
۲۹از پی نونش الف اندر رقم
پرده گشا گشته ز نون و القلم
۳۰سطر حروفش ز بیاض و سواد
داده ات از نور و دخانست یاد
۳۱فتحه آن فاتح گنج ازل
کسره آن کاسر کأس امل
۳۲صورت جزمش که بود حلقه وار
گوش خرد دایم ازو حلقه دار
۳۳شانه تشدید که بر «لام » و «را»ست
تاج سر هدهد راه هدی ست
۳۴نقطه «بی » پست ز ارباب راز
تخم امید است به خاک نیاز
۳۵نقطه نونش پی دفع گزند
بر سر نار است نهاده سپند
۳۶وان دوی دیگر شده چون مردمک
نور ده دیده ملک و ملک
۳۷نوزده حرف ست به وقت شمار
فیض رسانیده به هژده هزار
۳۸وصف رحیم است شده ختم آن
صورت ختم آمده در وی عیان
۳۹این دو دلیل است که از کردگار
فیض رحیم است بود ختم کار
۴۰