ای درم گرد تو بسیار شده
دین تو در سر دینار شده
۱گنج جود است کف تو مپسند
از هر انگشت بر آنجا دو سه بند
۲دست بسته بود از مرد درشت
بهر آزار درم جویان مشت
۳مشت پرز که نماید مدخل
مشت پر کرده بود بر سایل
۴کف بی جود وی از خوی نه خوب
بر گدایان ز قفا سیلی کوب
۵پنجه خود به مساحت بگشای
بر درم جود در راحت بگشای
۶غنچه سان خرده چه پیچی به ورق
خرج کن همچو گل آن را به طبق
۷موجب قبض بود جمع درم
مایه بسط و طرب بذل و کرم
۸بین کفت را که به بیشی و کمی
قبض و بسط از درم و بی درمی
۹باش چون حقه که هست از زر و مال
خواه پر خواه تهی بر یک حال
۱۰نه چو همیان که زر و بی زریش
می دهد فربهی و لاغریش
۱۱عقد همیان که پر از سیم و زر است
بر میان تو چو زرین کمر است
۱۲بر میان همچو کمر مپسند آن
جز پی خدمت حاجتمندان
۱۳گنج از امساک بود خاک به سر
کان ز امساک شود زیر و زبر
۱۴هر چه داری ز در و گوهر ناب
ریز بر خاک و برآ خوش چو سحاب
۱۵بار فقر ار فکنی از یک تن
بار منت منهش بر گردن
۱۶کوهی از فقر اگر آید پیش
کاهی از منت ازان باشد بیش
۱۷چون عطابخش خدا آمد و بس
به که دانا ننهد منت کس
۱۸در کرم حیله گری بیش نیی
جود را رهگذری بیش نیی
۱۹چیست چندین عظموت و جبروت
پشت لب بر زدن و باد بروت
۲۰کیسه بیشتر از کان که شنید
کاسه گرمتر از آش که دید
۲۱هر زر و مال که بخشیده دهی
باید از وجه پسندیده دهی
۲۲به ستم سیم ستانی ز کسان
تا کشی خوان کرم بهر خسان
۲۳نیست لایقتر ازین هیچ کرم
کز کسان بازکشی دست ستم
۲۴قحبه کز کسب زنا بخشد زر
بخل صد بار ز جودش بهتر
۲۵جود او دود شرارت شرر است
بخل او نخل سعادت ثمر است
۲۶مالت از دزد به تاراج افتد
به که نی در کف محتاج افتد
۲۷ابر باید که به صحرا بارد
زان چه حاصل که به دریا بارد
۲۸می دهد سبزه و گل صحرا را
می کند آبله رو دریا را
۲۹دل فاسق که به زر شاد کنی
مجلس فسق وی آباد کنی
۳۰به می و نقل کنی یاوریش
مطرب و شاهد و شمع آوریش
۳۱ظلم زور ز زر یافته هست
ظلم را تیغ زراندود به دست
۳۲از زر و سیم بر او جود مکن
ظلم را تیغ زر اندود مکن
۳۳هر چه بخشی که بگیری دگری
آن نه جود است که بیع است و شری
۳۴تخم تلبیس بود دانه به دام
نیست بر گرسنه مرغان انعام
۳۵صید گر دانه که می افشاند
می کند حیله که جان بستاند
۳۶همتی ورز درین کاخ منیر
همچو خورشید ببخش و مپذیر
۳۷فیض خور نیست به هر شیب و فراز
بهر نفعی که به وی گردد باز
۳۸بر عطا صیت و ثنایی مطلب
وز عطاخواه جزایی مطلب
۳۹ور فتد زو دو صدت گنج به چنگ
باز ده ورچه کشد کار به جنگ
۴۰