بخش

سبحة‌الابرار جامی

این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۱۳۰ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۱۳۰
صفحه
۹

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۳۰ مورد · نمایش ۱ تا ۱۶)

  1. ۱بخش ۱ - آغازالمنة لله که به خون گر خفتیمیکچند چو غنچه عاقبت بشکفتیمخواندن شعر ‹
  2. ۲بخش ۲ - جامی که قوی شکسته حال استجامی که قوی شکسته حال استوز دست زمانه پایمال استخواندن شعر ‹
  3. ۳بخش ۳ - تاجور ساختن این شاهد غیبی به بی عیبی مباهی به تاج بسمله که مرصع است به جواهر اسماء و صفات الهیابتدی بسم الله الرحمنالرحیم المتوالی الاحسانخواندن شعر ‹
  4. ۴بخش ۴ - در ترشیح اصل این شجره به رشحه توحید و توشیح صدر این مخدره به وشاح تحمید و فی مناجاتانما الله اله واحدفهو المنعم و هوالحامدخواندن شعر ‹
  5. ۵بخش ۵ - دست تضرع به مناجات برآوردن و در حلقه اجابت قبله حاجات استوار کردنای حیات دل هر زنده دلیسرخ‌رویی دهِ هر جا خجلیخواندن شعر ‹
  6. ۶بخش ۶ - تخم درود در زمین معذرت کاشتن و خوشه مغفرت درودن و توشه آخرت برداشتنفرخ آن روز که از مکمن رازبارگی راند به جولانگه نازخواندن شعر ‹
  7. ۷بخش ۷ - چهره شاهد سخن به زیور خطاب آراستن و مهر ختم بر سعادت از خاتم نبوت خواستنای قمر طلعت مکی مطلعمدنی مهد یمانی برقعخواندن شعر ‹
  8. ۸بخش ۸ - در دعای دوام دولت سایه شهریاری که سایه دولت شهریاران به خاک مذلت افتاده اوست و استدعای مزید رفعت تاجداری که تخت رفعت تاجداران به پای خدمت ایستاده اوستچون نی خامه شد انگشت نمایبه نواسازی توحید خدایخواندن شعر ‹
  9. ۹بخش ۹ - سبب نظم جواهر آبدار سبحة الابرار که هر عقد وی از رشته آمال عقده گشاست و هر مهره از آن در گردش احوال مهر افزاستشب که زد تیرگی مهره گلقیرگون خیمه ز مخروطی ظلخواندن شعر ‹
  10. ۱۰بخش ۱۰ - عقد اول در پرده گشایی از گشادگی دل و بیان آنکه در پهلوی راستان به وی توان رسید محروم ماند هر که در پهلوی خویش طلبیدای به پهلوی تو دل در پردهسر ازین پرده برون ناوردهخواندن شعر ‹
  11. ۱۱بخش ۱۱ - حکایت عین القضات همدانی که از همه دانی موی می شکافت هر چند چون موی بر خود تافت تا به صحبت غزالی نشتافت سر رشته این کار نیافتمردم دیده روشن خردانبحر دانش همه بین همه دانخواندن شعر ‹
  12. ۱۲بخش ۱۲ - مناجات در اشارت بیقراری شجره دل در مهب ریاح خواطر مختلفه و طلب توفیق تحقیق سخن که ثمره آن شجره استای ز اندوه تو پر خون دل مادمبدم از تو دگرگون دل ماخواندن شعر ‹
  13. ۱۳بخش ۱۳ - عقد دوم در شرح سخن که شریف ترین گوهر صدف آدمیت است و لطیف ترین زیور شرف محرمیتآب آن روضه دین افروزدتاب این خرمن ایمان سوزدخواندن شعر ‹
  14. ۱۴بخش ۱۴ - حکایت آن مظلوم که از تیر زبانی یک حجت سنجیده پرداخت و تیغ ظلم حجاج را در قطع عرق حیات خود کند ساختظلم حجاج به غایت چو رسیدتیغ بر تهمتی چند کشیدخواندن شعر ‹
  15. ۱۵بخش ۱۵ - مناجات در بیان قصور زبان سخن از شرح کمال الهی و شکر نوال نامتناهی و طلب سنجیدگی وی تا به میزان موزونی یابد و در کفه قبول افزودنیای زبان خرد از کنه تو بندپایه قدر سخن از تو بلندخواندن شعر ‹
  16. ۱۶بخش ۱۶ - عقد سیم در کلام منظوم که ان من الشعر لحکمة عبارتیست از حکمت آمیزی او و ان من البیان لسحرا اشارتیست به سحرانگیزی اوای به هر شاهد موزون مفتونحالت از مشک خطان دیگرگونخواندن شعر ‹