بخش
سبحةالابرار جامی
این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۱۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۱۳۰
- صفحه
- ۹
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۴۹بخش ۴۹ - عقد چهاردهم در شکر که صرف کردن نعمت منعم است در حق گزاری او و اعتراف به عجز و قصور در سپاسداری اوای که از پات نیابم تا فرقیک سر موی نه در نعمت غرقخواندن شعر ‹
- ۵۰بخش ۵۰ - حکایت آن حکیم دریا دل ساحل گرد که غریقی را به کمند نصیحت از گرداب اندوه بیرون آوردزد حکیمی به لب دریا گامتا کشد تازه شکاری در دامخواندن شعر ‹
- ۵۱بخش ۵۱ - مناجات در انتقال از شکر و سپاسداری به خوف و ترسگاریای کشیده به جهان خوان کرمحاضر خوان تو الوان نعمخواندن شعر ‹
- ۵۲بخش ۵۲ - عقد پانزدهم در خوف که طریق احتیاط ورزیدن است و بر نعمت امنیت و انبساط لرزیدنای دلت را سر بیخویشی نهجنبش عاقبتاندیشی نهخواندن شعر ‹
- ۵۳بخش ۵۳ - حکایت آن حاجی غریب با آن جنی مهیبرهروی روی به تنهایی کردبهر حج بادیه پیمایی کردخواندن شعر ‹
- ۵۴بخش ۵۴ - مناجات در اعتصام و التجا از موطن خوف به مأمن رجاای تن ما ز تو چون موی از بیمفرق وار از تو دل ما به دو نیمخواندن شعر ‹
- ۵۵بخش ۵۵ - عقد شانزدهم در رجا که به روایح وصال زیستن است و به لوایح جمال نگریستنای ز بس بار تو انبوه شدهدل تو نقطه اندوه شدهخواندن شعر ‹
- ۵۶بخش ۵۶ - حکایت عتاب کردن حق سبحانه خلیل را علیه الصلوة والسلام و رسیدن آن پیر آتش پرست به دولت اسلامروزیش وانگرفتم روزیکه نداری دل دین اندوزیخواندن شعر ‹
- ۵۷بخش ۵۷ - مناجات در کف تضرع گشادن و قدم رجا در میدان توکل نهادنای غمت دولت جاوید همهقرب تو غایت امید همهخواندن شعر ‹
- ۵۸بخش ۵۸ - عقد هفدهم در توکل که اعتماد است بر کفیل ارزاق و تفویض امر به تدبیر وکیل علی الاطلاق عمت الاؤه و تقدست اسماؤهای در اسباب جهان پای تو بندماندن از راه بدین سلسله چندخواندن شعر ‹
- ۵۹بخش ۵۹ - حکایت آن شیخ صفی ابوتراب نسفی که در اثنای جهاد بین الصفین بالین استراحت نهادبوتراب آن گهر بحر شرفکابرو یافت ازو خاک نسفخواندن شعر ‹
- ۶۰بخش ۶۰ - مناجات در روی به ریاض توکل آوردن و از آنجا استشمام نسیم رضا کردنای دو عالم همه اجزا و تو کلخار صحرای توکل ز تو گلخواندن شعر ‹
- ۶۱بخش ۶۱ - عقد هژدهم در رضا که گره کراهت از دل گشادن است و تلخی ها را چاشنی شیرین دادنای درین مرحله تنگ بساطمانده در ربقه اندوه و نشاطخواندن شعر ‹
- ۶۲بخش ۶۲ - حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهادبا ادب بنده ای از به طلبیگام زن شد به ره بی ادبیخواندن شعر ‹
- ۶۳بخش ۶۳ - مناجات در مقام رضا طلبیدن و از آنجا رخت به سر منزل محبت کشیدنای رضا بخش ریاضت کیشانرایض طبع رضا اندیشانخواندن شعر ‹
- ۶۴بخش ۶۴ - عقد نوزدهم در محبت که میل دل است به مطالعه کمال صفات و انجذاب روح به مشاهده جمال ذاتای دلت شاه سراپرده عشقجان تو زخم بلا خورده عشقخواندن شعر ‹
