بخش

خردنامه اسکندری جامی

این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۷۸ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۷۸
صفحه
۵

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۷۸ مورد · نمایش ۱ تا ۱۶)

  1. ۱بخش ۱ - آغازالهی کمال الهی توراستجمال جهان پادشاهی توراستخواندن شعر ‹
  2. ۲بخش ۲ - مناجات در اظهار افتادگی عجز و پیری و به پایمردی عنایت استدعای دستگیریکرم گسترا عاجز و مضطرمبگستر سحاب کرم بر سرمخواندن شعر ‹
  3. ۳بخش ۳ - در نعت خواجه ای که دیباچه کمال او «کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین » است و روزنامه حال خجسته مآل او «انا سید الأولین و الآخرین »سر سروران تاج آزادگانسپهدار خیل فرستادگانخواندن شعر ‹
  4. ۴بخش ۴ - پایه معراج سخن را بلند ساختن و سخن پایه معراج خواجه پرداختنشبی کز شرف غیرت روز بودکواکب در او گیتی افروز بودخواندن شعر ‹
  5. ۵بخش ۵ - در دعای دولتخواهی حضرت ولایت پناهی عبیداللهی لازالت ایام بقائه مصونة عن التناهی و مأمونة عن اصابة الدواهیبه فیض ازل هر که را همرهیستدل روشنش هم پر و هم تهیستخواندن شعر ‹
  6. ۶بخش ۶ - در مدحت سایه خدا که سایه بودن وی مر آن حضرت را چون آفتاب بر همه ذرات عالم روشن است لازال ممدودا علی مفارق العالمیندلم را چو فکرت بدینجا رسیدبه مداحی شاه والا کشیدخواندن شعر ‹
  7. ۷بخش ۷ - جواب از این سؤال که چون دعای مظلوم مستجاب است چرا دعای اکثر مظلومان از اجابت در حجاب استشنیدم که این نکته را ساده ایبپرسید روزی ز آزاده ایخواندن شعر ‹
  8. ۸بخش ۸ - گوش خالی فرزند ارجمند را به گوهر پند گوهر بند کردن و لوح ساده اش را به نقوش نصیحت نشانمند ساختنبیا ای جگر گوشه فرزند منبنه گوش بر گوهر پند منخواندن شعر ‹
  9. ۹بخش ۹ - در نصیحت نفس مفلس از بضاعت طاعت و دلالت وی به طریق تجرید و قناعتدلا دیده دوربین برگشایدرین دیر دیرینه دیرپایخواندن شعر ‹
  10. ۱۰بخش ۱۰ - حکایت آن از قافله حاجیان دور افتاده با آن پیر زال در بادیه قناعت بر قدم توکل ایستادهیکی کعبه رو گم شد از قافلهنه همراه او زاد نی راحلهخواندن شعر ‹
  11. ۱۱بخش ۱۱ - گفتار در فضایل سخن و سخنوری و تقریب نظم این منظومه از عیب تکلف بری که نامزد است به خردنامه اسکندریسخن ز آسمان ها فرود آمده ستبر اقلیم جان ها فرود آمده ستخواندن شعر ‹
  12. ۱۲بخش ۱۲ - حکایت آن خاد که گوش بر افسانه غوک نهاد و نقد را به امید نسیه از دست بدادیکی خاد مرغ هوایی شکارفرو ماند از ضعف پیری ز کارخواندن شعر ‹
  13. ۱۳بخش ۱۳ - آغاز سخن گستری به شروع در خردنامه اسکندریشناسای تاریخ های کهنچنین رانده است از سکندر سخنخواندن شعر ‹
  14. ۱۴بخش ۱۴ - معارضه حکیم و لئیمی که صورت این چون سیرت آن آراسته بود و صورت آن چو سیرت این ناپیراستهحکیمی نه بر صورت دلپسندز سرمایه حسن نابهره‌مندخواندن شعر ‹
  15. ۱۵بخش ۱۵ - داستان آفتاب دولت فیلقوس به سر دیوار رسیدن و آیینه اسکندری را در مقابله آن داشتن و فروغ آن را در وی دیدن و سلطنت رابه ربقه تصرف وی در آوردن و از استاد وی ارسطو طلب وصیت کردنسکندر چو ز آلایش جهل پاکشد از علم یونانیان بهره ناکخواندن شعر ‹
  16. ۱۶بخش ۱۶ - حکایت آن پیر که جوان گریان را دید و موجب گریه او را پرسیدجهاندیده پیری به سودای گشتقدم زد ز خانه به پهنای دشتخواندن شعر ‹