الهی کمال الهی توراست
جمال جهان پادشاهی توراست
۱جمال تو از وسع بینش برون
کمال از حد آفرینش فزون
۲بلندی و پستی نخوانم تو را
مقید به اینها ندانم تو را
۳نه تنها بلندی و پستی تویی
که هستی ده هست و هستی تویی
۴تویی جمله و غیر تو هیچ نیست
درین نکته یک مو خم و پیچ نیست
۵چو بیرونی از عقل و وهم و قیاس
تو را چون شناسم من ناشناس
۶وز آن رو که پیدا و پنهان تویی
به هر چه افتدم چشم دل آن تویی
۷جهان نیست جز ساده وش نامه ای
بر او صنع تو حرفکش خامه ای
۸خرد هست ازان نامه حرف نخست
که دیباچه نامه زان شد درست
۹بود آخرین حرف ازان آدمی
بر او ختم شد منصب خاتمی
۱۰ز آغاز این نامه تا ختم کار
گر آرد یکی نامجو در شمار
۱۱همه دفتر فضل و انعام توست
مفصل شده نسخه نام توست
۱۲نگویم که نامت هزار و یکیست
که با آن هزاران هزار اندکیست
۱۳بهشت است منزلگه زیرکی
که کوشد در احصای صد کم یکی
۱۴بجنبان بدین سبحه انگشت من
وزآن مهره گردان قوی پشت من
۱۵بود در رهت سبحه خوانی سپهر
که گردد از مهره سان ماه و مهر
۱۶به تسبیح خوانی تو می خوانیش
از آنست این مهره گردانیش
۱۷طبایع که با یکدگر جنگی اند
ز تدبیر تو رو به یکرنگی اند
۱۸ز توست آب با آتش آمیخته
ز تو خاک در باد آویخته
۱۹شد از صلح ایشان درین کهنه دیر
بسی خیر ظاهر که الصح خیر
۲۰ازان صلح کانها پر از گوهر است
زمین پر درختان بار آور است
۲۱وز آنست در جانور زندگی
پس از زندگی وصف پایندگی
۲۲وز آنست در آدمی دین و داد
ز دانش به هر کار بند و گشاد
۲۳تویی کز تو کس را نباشد گزیر
در افتادگی ها تویی دستگیر
۲۴ندارم ز کس دستگیری هوس
ز دست تو می آید این کار و بس
۲۵ز تو گر فزایش و گر کاهش است
نه چون فیض خورشید بی خواهش است
۲۶بدانی و خواهی و آنگه کنی
به قانون حکمت به آن ره کنی
۲۷عبث را درین کارگه راه نیست
ولی هر سر از هر سر آگاه نیست
۲۸به ما اختیاری که دادی به کار
ندادی در آن اختیار اختیار
۲۹چو سر رشته کار در دست توست
کننده به هر کار پابست توست
۳۰سزد گر ز حیرت برآریم دم
چو مختار باشیم و مجبور هم
۳۱فلک با همه صیت و طاق و طرنب
نجنبد ز جا تا نگویی بجنب
۳۲اگر بی تو موری بجنبد ز جای
در آن جنبش او هم بود یک خدای
۳۳ز شرکت زند در جهان خواجه دم
وگر خود شریک است در یک درم
۳۴بدین عوی آن کو کشد سر ز راه
دو شاخش نهد شحنه لااله
۳۵نشسته ست در طبع هر زیرکی
که دارد دو گیتی مؤثر یکی
۳۶یکی جوی جامی دو جویی مکن
به میدان وحدت دو گویی مکن
۳۷یکی اصل جمعیت و زندگیست
دویی تخم مرگ و پراکندگیست
۳۸