بخش

خردنامه اسکندری جامی

این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۷۸ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۷۸
صفحه
۵

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۷۸ مورد · نمایش ۶۵ تا ۷۸)

  1. ۶۵بخش ۶۵ - ندبه حکیم نهمنهم گفت هر کس که از مرگ شاهبه شادی قدح زد درین بزمگاهخواندن شعر ‹
  2. ۶۶بخش ۶۶ - ندبه حکیم دهمدهم گفت هر مخزن سیم و زرکه اسکندر آورد با یکدگرخواندن شعر ‹
  3. ۶۷بخش ۶۷ - داستان بردن تابوت اسکندر به اسکندریه و تعزیت گفتن حکیمان مادرش راچو آمد به سر نوبت قال و قیلفرو کوفت طبال طبل رحیلخواندن شعر ‹
  4. ۶۸بخش ۶۸ - تعزیت گفتن حکیم اولحکیم نخستین چو شد پرده سازبدینسان برون داد از پرده رازخواندن شعر ‹
  5. ۶۹بخش ۶۹ - تعزیت گفتن حکیم دومچو خامش شد آن پیر یزدان شناسنهاد آن دگر یک سخن را اساسخواندن شعر ‹
  6. ۷۰بخش ۷۰ - تعزیت گفتن حکیم سومحکیم دوم چون لب از نطق بستسیم این شکر طوطی آسا شکستخواندن شعر ‹
  7. ۷۱بخش ۷۱ - تعزیت گفتن حکیم چهارمازین گفت و گو چون سیم لب بدوختچهارم چراغ نصیحت فروختخواندن شعر ‹
  8. ۷۲بخش ۷۲ - تعزیت گفتن حکیم پنجمحکیم چهارم چو گفت آنچه گفتز باغ دل پنجم این گل شگفتخواندن شعر ‹
  9. ۷۳بخش ۷۳ - عذر خواستن مادر اسکندر حکیمان راچو آن در پس ستر عصمت مقیمشنید آنچه بشنید از هر حکیمخواندن شعر ‹
  10. ۷۴بخش ۷۴ - تعزیت نامه ارسطو به مادر اسکندرپی راحت جان آگاه خویشمهیا کند توشه راه خویشخواندن شعر ‹
  11. ۷۵بخش ۷۵ - جواب نوشتن مادر اسکندر نامه ارسطو راچو سرچشمه فیض اسکندریکزو بود همچون صدف گوهریخواندن شعر ‹
  12. ۷۶بخش ۷۶ - در بی وفایی این رباط دو در و بساط آی و گذر که آینده در وی به محنت زید و رونده از وی به حسرت رودرباطیست گیتی دو در ساختهپی رهروان رهگذر ساختهخواندن شعر ‹
  13. ۷۷بخش ۷۷ - حکایت عمر گذرانیدن دیوانه بلخی از گریه بسیار به شوری و تلخیسراسیمه ای خانه در بلخ داشتکه بر مردگان گریه تلخ داشتخواندن شعر ‹
  14. ۷۸بخش ۷۸ - به ختم پنجمین انگشت از پنجه ا ین کتب پنجگانه که دست قوی بازوان را تاب می دهد به خاتم خاتمهبیا جامی ای عمرها برده رنجز خاطر برون داده این پنج گنجخواندن شعر ‹