حکیم دوم چون لب از نطق بست
سیم این شکر طوطی آسا شکست
۱که ای عرش بلقیس فرش درت
مه و مهر ازان خشت سیم و زرت
۲سکندر اگر عمر بر باد داد
به اقبال تو ملکش آباد باد
۳رسد بانگ ازین طارم زرنگار
که سخت است داغ جدایی ز یار
۴وز آن سخت تر ناسپاسی بود
که بیرون ز یزدان شناسی بود
۵به آن دامن یار ناید به کف
شود نیز مزد مصیبت تلف
۶چه زیرک بود هر که زین درد سخت
کشد بر در صبر و آرام رخت
۷نه تلخ از جزع گردد امروز و شور
نه از مزد ماند در آینده دور
۸بحمدالله ای آگه از خوب و زشت
که باشد تو را آگهی در سرشت
۹ز افراط و تفریط خاطر تهی
روی راست بر موجب آگهی
۱۰همی رو بر این سیرت مستقیم
همی زی ز آفات گیتی سلیم
۱۱