چو آن در پس ستر عصمت مقیم
شنید آنچه بشنید از هر حکیم
۱بر ایشان در معذرت باز کرد
به پرده درون این نوا ساز کرد
۲که ای رازدانان دانش پژوه
گشاینده مشکل هر گروه
۳بنای خرد را اساس از شماست
دل بخردان حق شناس از شماست
۴ز دید از کرم خیمه بر باغ من
شدید از خرد مرهم داغ من
۵بگفتید صد نکته دلکشم
نشاندید ز آب سخن آتشم
۶ز گیتی پریشان دلی داشتم
ز دور فلک مشکلی داشتم
۷ز انفاستان گشت حل مشکلم
به سر حد جمعیت آمد دلم
۸درین نیلگون کاخ مینا نما
جهان جمله کورند و بینا شما
۹چو بینا نباشد که دارد نگاه
به ره کور را از فتادن به چاه
۱۰جهان از شما مطرح نور باد
وز آن نور چشم بدان دور باد
۱۱