بخش
سبحةالابرار جامی
این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۱۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۱۳۰
- صفحه
- ۹
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۸۱بخش ۸۱ - مناجات در توجه از مقام حریت به فتوتای غمت مایه ده شادی مابر درت بندگی آزادی ماخواندن شعر ‹
- ۸۲بخش ۸۲ - عقد بیست و پنجم در فتوت که بار خود از گردن خلق نهادن است و زیر بار خلق ایستادنای که از طبع فرومایه خویشمی زنی گام پی وایه خویشخواندن شعر ‹
- ۸۳بخش ۸۳ - حکایت آن جوانمرد که چون به روی معشوق که چشم روشنش بود آبله افتاد خود را به نابینایی فرانمود تا معشوق نداند که عیب وی را می بیندآن جوانمرد زنی زیبا خواستخانه دل به خیالش آراستخواندن شعر ‹
- ۸۴بخش ۸۴ - مناجات در انتقال از فتوت به صدقای جوانمردی مردان از توجنبش راهنوردان از توخواندن شعر ‹
- ۸۵بخش ۸۵ - عقد بیست و ششم در صدق که عبارت از آنست که ظاهر و باطن برابر بود و بلکه باطن از ظاهر خوبترای گرو کرده زبان را به دروغبرده بهتان ز کلام تو فروغخواندن شعر ‹
- ۸۶بخش ۸۶ - حکایت کعبه روی که به سبب راستی از کید ناراستی برست و آن ناراست به برکت راستی وی به راستان پیوسترهروی کعبه تمنا می داشتلیکنش مادر ازان وا می داشتخواندن شعر ‹
- ۸۷بخش ۸۷ - مناجات در انتقال از صدق به اخلاصای ز نورت علم صبح سفیدصادقان را به تو خوش صبح امیدخواندن شعر ‹
- ۸۸بخش ۸۸ - عقد بیست و هفتم در اخلاص که پای همت بر سر هوا نهادن است و گردن ارادت از ربقه ریا گشادنای به خود رسته که چون شاخ گیامی دهد جنبش تو باد هواخواندن شعر ‹
- ۸۹بخش ۸۹ - حکایت آن عجمی که کلمات عربی شنید دعا و استغفار پنداشت دست اخلاص به آمین برداشت هر چند آن دعا نبود آثار مغفرت روی نمودعربی چند به هم ذوق کنانلب گشادند به نادر سخنانخواندن شعر ‹
- ۹۰بخش ۹۰ - مناجات در انتقال از اخلاص به جودای ز بیمت دل عشاق دو نیمخطر مخلص راه تو عظیمخواندن شعر ‹
- ۹۱بخش ۹۱ - عقد بیست و هشتم در بذل و جود که اول آن اعطای درهم و دینار است و آخر آن بذل وجودای درم گرد تو بسیار شدهدین تو در سر دینار شدهخواندن شعر ‹
- ۹۲بخش ۹۲ - حکایت اعرابی که در معامله احسان و کرم بدره دینار و درم مهمانان به تخویف از زخم نیزه باز پس گردانیدآن عرابی به شتر قانع و شیردر یکی بادیه شد مرحله گیرخواندن شعر ‹
- ۹۳بخش ۹۳ - مناجات در انتقال از جود به قناعتای محیط کرمت عرش صدفعرشیان در طلبت باده به کفخواندن شعر ‹
- ۹۴بخش ۹۴ - عقد بیست و نهم در قناعت که بر حد ضرورت وقوف نمودن است و چشم طمع به زیادتی نگشودنای کمر بسته به صد حرص چو موروای تو گر بری این حرص به گورخواندن شعر ‹
- ۹۵بخش ۹۵ - حکایت آن حکیم که از تره زار جهان به شاخی چند قناعت کرده بود و از خوان جهانیان دندان طمع برکندهمی شد آن خاصگی شاه به دشتبر کنار تره زاری بگذشتخواندن شعر ‹
- ۹۶بخش ۹۶ - مناجات در انتقال از قناعت به تواضعای به زندان غمت شاد همهبند تو بنده و آزاد همهخواندن شعر ‹
