بخش
سبحةالابرار جامی
این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۱۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۱۳۰
- صفحه
- ۹
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - حکایت شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی رحمه الله که چون این بیت بگفت که « برگ درختان سبز در نظر هوشیار، هر ورقی دفتریست معرفت کردگار » یکی از اکابر در واقعه دید که جمعی از ملائکه طبقهای نور از بهر نثار وی میبرندسعدی آن بلبل شیراز چمندر گلستان سخن دستانزنخواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - مناجات در شکرگزاری نعمت کلام موزون و طبگاری توفیق برآوردن دلایل هستی خداوند بیچون جل ذکره و عم برهای سخن را چو گهر سنجیدهخلعت نظم در او پوشیدهخواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - عقد چهارم در استدلال به ظهور آثار وجود آفریدگار سبحانه ما اعز شأنه و ما اجلی برهانهای درین کارگه هوش ربایروز و شب چشم نه و گوش گشایخواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - حکایت آن متکلم و صوفی که زبان استدلال گشاد و صوفی از صفای ذوق و وجدان خبر دادفاضلی وادی برهان پیمایدر بیابان جدل جان فرسایخواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - مناجات در ثنا بر هستی آفریدگار گفتن و طلب داشتن توفیق بر گوهر توحید سفتنای جهان از صفت ذات تو پرعالم از حجت اثبات تو پرخواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - عقد پنجم در بیان یکتایی و برهان بی همتایی حق سبحانه که در بیان و برهان همه زبان آوران یکسانند و همه بی زبانان یکزبانای درین بتکده طبع فریببرده غوغای بتان از تو شکیبخواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - حکایت آن پادشاه مریض که از دست دو طبیب نبض او به اعتدال نمی جست و تا قاروره وجود یکی نشکست مزاج وی از علاج دیگری به صحت نپیوستداشت آن شاه به بالین دو حکیمهر دو دانا و خردمند و کریمخواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - مناجات در طلب ترقی از مقام توحید به شهود وحدت که نهایت راه و مقصدالاقصای عارفان آگاه استای به توحید تو هر ذره گواهنیست یک ذره به توحید تو راهخواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - عقد ششم در بیان آنکه ذات حق سبحانه حقیقت وجود است و هر حقیقت که مشهود است به سریان ذاتی وی موجود استبعد ازان مرغ ظهورش پر و بالزد ز ارواح به اقلیم مثالخواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - حکایت آن ماهیان که گوهر حیات در جستجوی دریا باختند و تا به خشکی نیفتادند دریا را نشناختندداشت غوکی به لب بحر وطندایم از بحر همی راند سخنخواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - مناجات در اشارت به عموم سران حقیقت در مراتب و طلب وصول به شهود آن که روش ارباب تصوف استای پر از فیض وجود تو جهانغرق نور تو چه پیدا چه نهانخواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - عقد هفتم در شرح تصوف که بستن دست تصرف است و رستن از قید تکلفای به صوفیگری آوازه بلندکرده زین شغل به آوازه پسندخواندن شعر ‹
- ۲۹بخش ۲۹ - حکایت مناظره کلیم در نواحی طور با آن سیه گلیم مهجور که چرا سجده آدم نکردی و سر به طوق لعنت درآوردیپورعمران به دلی غرقه نورمی شد از بهر مناجات به طورخواندن شعر ‹
- ۳۰بخش ۳۰ - مناجات در اشارت به سعادت ذوق و وجدان و علم و عرفان ارباب تصوف و طلب کمال قوت ارادت که مقدمه آن سعادت استای صفاتت حجب وحدت ذاتجلوه گر ذات تو ز اسما و صفاتخواندن شعر ‹
- ۳۱بخش ۳۱ - عقد هشتم در بیان ارادت که عنان قصد از مقاصد مجازی تافتن است و بر باد پای جهد به کعبه مراد حقیقی شتافتنای درین دامگه وهم و خیالمانده در ربقه عادت همه سالخواندن شعر ‹
- ۳۲بخش ۳۲ - حکایت آن مرید گرم رو که به فرموده پیر پخته کار در تنور فروزان نشست و از تاب آتش یک موی بر اندام وی کج نگشتصادقی را غم شبگیر گرفتصبحدم دست یکی پیر گرفتخواندن شعر ‹
