بخش
سبحةالابرار جامی
این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۱۳۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۱۳۰
- صفحه
- ۹
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۱۳بخش ۱۱۳ - حکایت معموری مملکت نوشیروان که جغد از بی خرابگی خراب بود و ویرانه چون گنج نایابعدل نوشیروان چو یافت کمالملکش از ماشطه عدل جمالخواندن شعر ‹
- ۱۱۴بخش ۱۱۴ - مناجات در انتقال از دولتخواهی ارباب سلطنت به نیکخواهی ارکان دولتای ز عدل تو سماوات به پاینور عدلت ز زمین ظلم زدایخواندن شعر ‹
- ۱۱۵بخش ۱۱۵ - عقد سی و ششم در نیکخواهی ارکان دولت که در میان پادشاه و رعایا رابطه اند و در وصول آثار عدل و ظلم واسطهای می قرب شهت برده ز دستزین قرابه نشده کس چو تو مستخواندن شعر ‹
- ۱۱۶بخش ۱۱۶ - حکایت نصیحت قبول کردن عمر عبدالعزیز از غلام خود که خازن بیت المال بودعمر ثانی آن همچو نخستکرده در دین سبق عدل درستخواندن شعر ‹
- ۱۱۷بخش ۱۱۷ - مناجات در انتقال از ارکان دولت به رعایاای به راه طلبت سعی کسیخالی از ترک هوس ها هوسیخواندن شعر ‹
- ۱۱۸بخش ۱۱۸ - عقد سی و هفتم در دلالت رعایا چه غایب و چه حاضر به حق شناسی و شکرگزاری سلاطین چه عادل و چه جابرای درین تنگ فضا گشته اسیرزیر تیغ و قلم شاه و وزیرخواندن شعر ‹
- ۱۱۹بخش ۱۱۹ - حکایت مناجات موسی علیه السلام که دیده یقین وی بگشایند و عدل در صورت ظلم را به وی نمایندگفت روزی به مناجات کلیمکای جهاندار خداوند حکیمخواندن شعر ‹
- ۱۲۰بخش ۱۲۰ - مناجات در انتقال از نصیحت رعایا به وصیت فرزندای ز تو اهل نظر تیز بصرکارت از قاعده عدل بدرخواندن شعر ‹
- ۱۲۱بخش ۱۲۱ - عقد سی و هشتم در وصیت فرزند ارجمند ضیاء الدین یوسف حفظه الله عما یوجب التحسر و التأسفای نهال چمن جان و دلمغنچه باغچه آب و گلمخواندن شعر ‹
- ۱۲۲بخش ۱۲۲ - حکایت امیرالمؤمنین حسن رضی الله عنه با آن جوان منزویحسن آن سبط نبی سر ولیطلعتش مطلع انوار جلیخواندن شعر ‹
- ۱۲۳بخش ۱۲۳ - مناجات در انتقال از وصیت فرزند به نصیحت نفس خودای مراد دل تنها شدگانمونس وحدت یکتا شدگانخواندن شعر ‹
- ۱۲۴بخش ۱۲۴ - عقد سی و نهم در نصیحت نفس خود که از همه گرفتارتر است و به نصیحت سزاوارترجامی این پرده سرایی تا چندچون جرس هرزه درایی تا چندخواندن شعر ‹
- ۱۲۵بخش ۱۲۵ - حکایت حکیم سنایی رحمه الله که در وقت وفات این بیت می خواندبازگشتم از سخن زیرا که نیستدر سخن معنی و در معنی سخنخواندن شعر ‹
- ۱۲۶بخش ۱۲۶ - مناجات در انتقال از خود به مطالعه کنندگانای رهایی ده هر بیهوشیمهر بر لب نه هر خاموشیخواندن شعر ‹
- ۱۲۷بخش ۱۲۷ - عقد چهلم در التماس از مطالعه کنندگان که به نظر شفقت و نیکویی نگرند و از طریقه بدخویی و بدگویی در گذرندای ز گلزار سخن یافته بویوز تماشای چمن تافته رویخواندن شعر ‹
- ۱۲۸بخش ۱۲۸ - حکایت شهری با روستایی که وی را به باغ خود بردمیوه ها تازه و تر شاخ به شاخروزی باغ روان کرده فراخخواندن شعر ‹
