ای ز گلزار سخن یافته بوی
وز تماشای چمن تافته روی
۱بلبل دلشده مشتاق چمن
نکته خوان گشته ز اوراق سمن
۲بخرد اوراق سمن طی کرده
رو در اوراق سخن آورده
۳هر ورق کز سخن آنجاست رقم
نسخه صحت رنج است و الم
۴دیده بر دفتر جمعیت نه
الم تفرقه را صحت ده
۵باش با دفتر اشعار جلیس
انه خیر جلیس و انیس
۶دفتر شعر بود روضه روح
فاتح غنچه گلهای فتوح
۷هر ورق را که ز وی گردانی
گل دیگر شکفد گر دانی
۸خواهی آن رونق باغ تو شود
نکهتش عطر دماغ تو شود
۹خاطر از شوب غرض خالی کن
همت از صدق طلب عالی کن
۱۰از درون زنگ تعصب بزدای
بر خرد راه تأمل بگشای
۱۱مگذر قطره زنان همچو قلم
همچو پرگار بجا دار قدم
۱۲زن به گرد آوردی معنی رای
گرد هر نقطه و هر نکته برآی
۱۳حق معنی به طلب از هر حرف
نیک در رو به تنگ معنی ژرف
۱۴غوطه ناخورده به دریا غواص
نکند کف صدف گوهر خاص
۱۵اگر افتد ز معانیش پسند
یکی از ده به همان شو خرسند
۱۶بحر هر چند که کان گهر است
صدف او ز گهر بیشتر است
۱۷اصل معنیست منه تاوانی
در عبارت چو فتد نقصانی
۱۸پسته هر چند که سر بسته نکوست
به که مغز در بر وی پوست
۱۹عیب اگر هست کرم ورز و بپوش
ور نه بیهوده چو حاسد مخروش
۲۰عیب پوشیست ز احباب مهم
حبک الشی ء یعمی و یصم
۲۱عیبجویی هنر خود کردی
عیب نادیده یکی صد کردی
۲۲گاه بر راست کشی خط گزاف
گاه بر وزن زنی طعن زحاف
۲۳گاه بر قافیه کان معلول است
گاه بر لفظ که نامقبول است
۲۴گاه نابرده سوی معنی پی
خرده گیری ز تعصب بر وی
۲۵چون تو از نظم معانی دوری
زین قبل هر چه کنی معذوری
۲۶هرگز از دل نچکاندی خونی
بهر موزونی ناموزونی
۲۷مرغ تو قافیه آهنگ نشد
خاطرت قافیه سان تنگ نشد
۲۸پس زانو ننشستی یک شب
دیده از خواب نبستی یک شب
۲۹تا کشی گوهری از مخزن غیب
سر فکرت نکشیدی در جیب
۳۰تا دهد معنی باریکت روی
نشدی ز آتش دل حلقه چو موی
۳۱رنج این کار ندانی هرگز
فهم آن هم نتوانی هرگز
۳۲به که از کجرویت خم نزنیم
ور دو صد طعنه زنی دم نزنیم
۳۳