غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

غرض از چاشنی عشق توام درد و غم است

ورنه زیر فلک اسباب تنعم چه کم است

۱

هست بر مایده حسن بسی نعمت و ناز

قوت عاشق ز میان همه رنج و الم است

۲

می زیم شاد دمی با تو دمی با یادت

حاصل عمر گرانمایه همین یک دو دم است

۳

وعده لطف و کرم را مکن ای دوست خلاف

کز کریمان نسزد آنچه خلاف کرم است

۴

قد من گر ز غم عشق تو خم شد چه عجب

بار عشق است کزان قامت افلاک خم است

۵

پاکبازان همه در میکده محرم گشتند

غیر جامی که به تقوی و ورع متهم است

۶

خوش بود دولت وصل تو چه بسیار و چه کم

سلطنت گر همه یک لحظه بود مغتنم است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. نازاست
  3. یادتاست
  4. خلافاست
  5. عجباست
  6. گشتنداست
  7. کماست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.