غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

گر از پیراهنت بویی به طرف گلستان آید

زند گل جامه بر خود چاک و بلبل در فغان آید

۱

بر آن اندام نازک چون پسندم بار پیراهن

که بر وی سایه گلبرگ هم دانم گران آید

۲

به حلق تشنه آب زندگی دانی چه خوش باشد

مرا تیغ جفایت بر گلو خوشتر ازان آید

۳

چو نی هر استخوانم شد ز پیکان تو روزنها

کنون گر دم زنم صد ناله از هر استخوان آید

۴

مکن خورشید من از تیغ بیم خاکسار خود

که برتابد زمین گر صد بلا از آسمان آید

۵

دهانت غنچه عارض گل برت نسرین خطت سبزه

مبادا کین بهار حسن را روزی خزان آید

۶

همین بس دولت جامی که خاک آستانت شد

گر آن عزت نمی یابد که در سلک سگان آید

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: آیدقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«آید» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آیدآید
  2. پیراهنآید
  3. باشدآید
  4. روزنهاآید
  5. خودآید
  6. سبزهآید
  7. شدآید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.