غزلیات

شمارهٔ ۳۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کیست کز عشاق پیغامی رساند یار را

وز فراموشان دهد یاد آن فرامش کار را

۱

شد دلم آزرده زخم غم هجران کجاست

مرهم وصلی که از دل چیند آن آزار را

۲

ز اشک خونین سرخرویی هاست پیش مردمم

حق گزاری چون کنم این دیده خونبار را

۳

خون ازان گریم ز هجر او که در خون غرقه به

دیده کو لایق نباشد دولت دیدار را

۴

پار گفت آن مه برایم با تو خوش سال دگر

شد چنان امسال کاندر خواب جویم پار را

۵

بهر خود نام سگ آن در نخواهم عاریت

چون پسندم بر شعار دولتش این عار را

۶

سر به بالین جدایی دید جامی را طبیب

گفت جز مردن علاجی نیست این بیمار را

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. کجاسترا
  3. مردممرا
  4. بهرا
  5. دگررا
  6. عاریترا
  7. طبیبرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.