گوشه برقع فتاد از طرف رخ آن ماه را
کشف شد نور تجلی عارف آگاه را
۱مایل طوبی نیاید سایه سرو قدت
منصب عالی چه لایق همت کوتاه را
۲در دعا جز دولت وصلت نمی خواهد دلم
یاد کن روزی دعاگویان دولت خواه را
۳شد کمان قامتم را رشته های اشک زه
تا گشایم بهر صید وصل تیر آه را
۴بار هجران تو کوه است این تن لاغر چو کاه
طاقت کوهی چنان تا کی بود این کاه را
۵راه در بند است با کوی تو رو چون آورم
گرنه لطفت بر من بیدل گشاید راه را
۶کوس خاقانی زند جامی در اقلیم سخن
گر فتد نظمش قبول طبع شروانشاه را
۷