خوشا گل کامده ست از نازنینان چمن بر سر
بساط سبزه زیر پای و چتر نارون به سر
۱ز بیماری به بالین سر نهاده نرگس رعنا
پی بیمار پرسیش آمده سرو و سمن بر سر
۲همانا لاله شمع جمع نوخیزان باغ آمد
که دارد شعله آتش میان انجمن بر سر
۳معمایی ست بس مشکل گشای اندر چمن غنچه
کش آورده ست شاخ گل به طبع خویشتن بر سر
۴بنفشه سرفکنده ست و دژم بر طرف جو گویا
پی قتلش ستاده سوسن شمشیرزن بر سر
۵درخت گل ز باران سحر بهر قدح نوشان
نهاده صحنهای لعل پر در عدن بر سر
۶قوافی سنج مرغان گو خمش باشید در بستان
که جامی آمده ست از جمله در لطف سخن بر سر
۷