دیده جز خاک درت خواب نبیند هرگز
تشنه در واقعه جز آب نبیند هرگز
۱چشم قلاب تو بهر کشش خاطر ما
چون خم زلف تو قلاب نبیند هرگز
۲هر زمان دل به سگ کوی تو مشتاق تر است
سیری از صحبت احباب نبیند هرگز
۳هر که در کوی تو پهلو به سر خار نهد
راحت از بستر سنجاب نبیند هرگز
۴دود من گر شب ازینسان ره روزن بندد
خانه ام پرتو مهتاب نبیند هرگز
۵نور طاعت که دل از سجده ابروی تو دید
عابد شهر به محراب نبیند هرگز
۶جامی آن صوفی صافی ست که در دور لبت
خرقه جز رهن می ناب نبیند هرگز
۷