غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

دیده جز خاک درت خواب نبیند هرگز

تشنه در واقعه جز آب نبیند هرگز

۱

چشم قلاب تو بهر کشش خاطر ما

چون خم زلف تو قلاب نبیند هرگز

۲

هر زمان دل به سگ کوی تو مشتاق تر است

سیری از صحبت احباب نبیند هرگز

۳

هر که در کوی تو پهلو به سر خار نهد

راحت از بستر سنجاب نبیند هرگز

۴

دود من گر شب ازینسان ره روزن بندد

خانه ام پرتو مهتاب نبیند هرگز

۵

نور طاعت که دل از سجده ابروی تو دید

عابد شهر به محراب نبیند هرگز

۶

جامی آن صوفی صافی ست که در دور لبت

خرقه جز رهن می ناب نبیند هرگز

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نبیند هرگزقافیه: ـاب۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. هرگزهرگز
  2. ماهرگز
  3. استهرگز
  4. نهدهرگز
  5. بنددهرگز
  6. دیدهرگز
  7. لبتهرگز

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.