غزلیات

شمارهٔ ۴۶۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

یاد بادت که ز من یاد نکردی هرگز

دل ناشاد مرا شاد نکردی هرگز

۱

کردم آباد به صد خون جگر خانه چشم

جا درین منزل آباد نکردی هرگز

۲

گوشت ای سیمبر از حلقه زرگشت گران

یا تو خود گوش به فریاد نکردی هرگز

۳

بارها از لب خود عشوه شیرین دادی

فکر جان کندن فرهاد نکردی هرگز

۴

یافتی بر سر ما منصب شاهی لیکن

کار بر قاعده داد نکردی هرگز

۵

حسن ارشاد همین بس که در اطوار سلوک

جز به حسن خودم ارشاد نکردی هرگز

۶

بنده جامی نکند از تو جز این آزادی

که ز بند غمش آزاد نکردی هرگز

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نکردی هرگزقافیه: ـاد۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. هرگزهرگز
  2. چشمهرگز
  3. گرانهرگز
  4. دادیهرگز
  5. لیکنهرگز
  6. سلوکهرگز
  7. آزادیهرگز

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.