هودج کیست بر این ناقه زرین خلخال
کش فتاده ست دو صد قافله جان در دنبال
۱هودج آن که اگر برفکند طرف نقاب
کوه و وادی شود از نور رخش مالامال
۲یاد روزی که پی محمل او می رفتم
بانگ زد بر سگ دنباله دو خود که تعال
۳پیش رفتم به غلط و او ز کرم خنده زنان
گفت کای عاشق شوریده ماکیف الحال
۴گفتمش سوختم از شوق تو تعجیل مکن
گرچه عمری و بود عادت عمر استعجال
۵گفت جامی بگشا بال جهان پیما را
تا به این مامن جانها برسی فارغ بال
۶ور تو را همت آن نیست مجاور می باش
در کهن منزل ما گرد دمن یا اطلال
۷