سروی ست قامت تو ز بستان اعتدال
سر تا قدم لطیف تر از پیکر خیال
۱روح مقدس است که سلطان قدرتش
تشریف داد خلعتی از عالم مثال
۲نی روح اقدس است که از موطن بطون
بنموده در جمیل ترین مظهری جمال
۳آن نور پاک ظاهر و شخص تو مظهر است
باشد میان ظاهر و مظهر دویی محال
۴فرقی به جز تقید و اطلاق یافتن
نتوان میان ظاهر و مظهر به هیچ حال
۵زانت برم سجود که آن نور لم یزل
لایح بود ز لوح جمال تو لایزال
۶غیر از تو کیست مقصد جامی و مطلبش
یا مقصدی هلم و یا مطلبی تعال
۷