به مسجدی که خم ابروی تو را نگریم
نماز را بگذاریم و سجده تو بریم
۱اگر به کوی تو ما را بود مجال گذر
به خاک پای تو کز خلد و حور او گذریم
۲تو را چو هست به حال شکستگان نظری
به حال ما بنگر کز همه شکسته تریم
۳ز دست خضر چه سود آب زندگی ما را
اگر ز ساغر لعل تو جرعه ای نخوریم
۴به استخوانی اگر چند یاد ما نکنی
هزار شکر که باری ازان سگان دریم
۵به مهر سیمبرانیم کرده چهره چو زر
نه همچو ساده دلان در هوای سیم و زریم
۶سگ تو دوش به جامی فغان کنان می گفت
خموش باش که از نالهات به درد سریم
۷