غزلیاتشمارهٔ ۶۳۰ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریما به یادت نشسته خاموشیمکرده از خویشتن فراموشیم۱بر سر بستر غمت شبهامحنت و درد را هم آغوشیم۲در قدح دیده ایم عکس لبتباده ناخورده رفته از هوشیم۳گر به مضراب غصه نخراشیرگ رگ ما چو چنگ نخروشیم۴تا تو در گوش کرده ای حلقهما غلامان حلقه در گوشیم۵دوش بودیم با تو دوش به دوشزنده امشب ز لذت دوشیم۶درد دردت صلا زدم دل راگفت جامی بنوش تا نوشیم۷