غزلیاتشمارهٔ ۹۴۵ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریخسته زخم عشقم ای ساقیلا طبیب لها و لا راق۱باده غمزدا فکن در جامانه رقیتی و تریاقی۲دردنوشان چو درد من دیدندحیث اجری الدموع آماقی۳بس که راندند خون دل ز مژهفاض اقداحهم کاحداقی۴ای که با ابروی خمیده خویشزیر این سقف نیلگون طاقی۵بیتو بیش از حد است جامی رامحنت هجر و درد مشتاقی۶شمهای با تو گفتم و رفتمقس علی ما سمعته الباقی۷