غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

دی که آن نازنین سخن می گفت

با رفیقان حدیث من می گفت

۱

سوی من بود اشارت غمزه

گرچه با دیگران سخن می گفت

۲

نمک ریش دل فگاران بود

هر چه آن شوخ غمزه زن می گفت

۳

صبحدم باد ازان شمایل خوب

نکته ای چند در چمن می گفت

۴

لطف آن قد ز سرو می پرسید

وصف آن روی با سمن می گفت

۵

پیش گل گاه ازان لطافت تن

گاه ازان بوی پیرهن می گفت

۶

بهر مرغان صبح جامی نیز

حال شب های خویشتن می گفت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می گفتقافیه: ـن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. گفتگفت
  2. غمزهگفت
  3. بودگفت
  4. خوبگفت
  5. پرسیدگفت
  6. تنگفت
  7. نیزگفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.