غزلیاتشمارهٔ ۳۵۵ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریتا کی از گریه پا به گل باشمخرقه رنگین ز خون دل باشم۱تا تورا لعبت چگل گفتندروبه بتخانه چگل باشم۲تا به خونم خطت سجل بسته ستکشته حکم آن سجل باشم۳اعتدال قد تو تا دیدمبنده سرو معتدل باشم۴رنجه گشتی به قتل من ای وایگر نه از لطف تو بحل باشم۵تا به کویت رسیده ام خواهمباشم آنجا و متصل باشم۶جامیم نکته گوی شهر ولیاز لبت در سخن خجل باشم۷